السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: دانش)
5
آداب بيمارى و احكام وفات (فارسى)
پيشگفتار انسان از آغاز تولد و تا آخرين لحظهء عمر بر ضد مرگ مبارزه مىكند ، امّا مرگ هميشه و پيوسته او را دنبال مىنمايد و هيچكس نمىتواند از چنگ آن رهايى يابد . سؤال اصلى اين است كه آيا مرگ حق است ؟ و اگر چنين است پس چرا براى هيچ كسى خوشايند نبوده و هيچ فردى حاضر نيست تسليم مرگ شود ؟ امّا اگر مرگ باطل است و حقيقت ندارد چرا هيچ شخصى نمىتواند از مرگ نجات يافته و راهى براى گريز پيدا كند ؟ حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام در يك سخن زيبا به اين سؤال ، پاسخ داده است آن حضرت مىفرمايد : « ما رأيت حقاً أشبه بالباطل من الموت » « هيچ حقّى را شبيهتر به باطل مانند مرگ نديدم . » بنابراين با مرگ چگونه بايد برخورد كنيم ؟ و در برابر اين پديده چه موضع بايد داشته باشيم ؟ آيا از نظر ذهنى و عملى تسليم مرگ شويم يا از آن غافل بوده و فراموشش كنيم تا بطور ناگهانى از راه رسيده و ما را بربايد ؟ آيا در برابر مرگ به مبارزه برخيزيم و يا منكر آن شويم تا زمانى كه اجل فرا